هه هه هه هه هه 20
بـا رفیقم داشـتیم مـیرفتیم جـلو درشون کـار داشـت،
بـعد،رسـیدیم جـلو در گـفت حـرکـتو نـگا! مـرگه مـن نـگا کـن ایـنجارو …
بعد زنـگه خونشونو زد بـعد آبجیش آیفونو بـرداشـت
قـبل از ایـنکه آبجیش چـیزی بـگه سـریع گُفت: کـیه؟
آبـجیشم هـُول کـرد گـُفت :مـَنم!!
بـعد سـریع درو بـاز کـرد
خـدا وکـیلی نـیم سـاعـت دراز کـشیده بـودیم تـو پـیاده رو داشـتیم قـهقهه مـیزدیـما ..!
بـعد،رسـیدیم جـلو در گـفت حـرکـتو نـگا! مـرگه مـن نـگا کـن ایـنجارو …
بعد زنـگه خونشونو زد بـعد آبجیش آیفونو بـرداشـت
قـبل از ایـنکه آبجیش چـیزی بـگه سـریع گُفت: کـیه؟
آبـجیشم هـُول کـرد گـُفت :مـَنم!!
بـعد سـریع درو بـاز کـرد
خـدا وکـیلی نـیم سـاعـت دراز کـشیده بـودیم تـو پـیاده رو داشـتیم قـهقهه مـیزدیـما ..!
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:13 توسط abas naghshbaf
|
فقط طنز و لبخند