عجبا
من موندنم روزی 60 .70 نفر که میان تو این وب نظراشون کجا میره, بابا به خدا نظر بدید, منم دوس دارم وقی وارد قسمت مدیریت میشم ببینم 50تا نظر دارم این خاسته ی زیادیه خدایااااااا
(دارم اشک میریزم چیلیک چیلیک)
من موندنم روزی 60 .70 نفر که میان تو این وب نظراشون کجا میره, بابا به خدا نظر بدید, منم دوس دارم وقی وارد قسمت مدیریت میشم ببینم 50تا نظر دارم این خاسته ی زیادیه خدایااااااا
(دارم اشک میریزم چیلیک چیلیک)
این دیگه فوق جالبه حتما بخونید
برید ادامه نظر یادتون نره
به سلامتی مگس که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی آخرش میزنه تو سرت !
یه مطلب از اقا پژمان عزیز
اگه پسرا نبودن؟
زن نصف شب از خواب بیدار میشود و میبیند که شوهرش در رختخواب نیست،
در گمرك بین المللی یك دختر خانم كه یك موصاف كن برقی نو از یك كشور دیگری خریده
بوده ، از یك پدر روحانی می خواهد به او كمك كند تا این موصاف كن را در گمرگ زیر
لباسش پنهان كند و بیرون ببرد تا خانم مالیات ندهد
.
پدر روحانی می گوید: باشد ، ولی به شرط این كه اگر پرسیدند من دروغ نمی گویم.دختر كه چاره ای نداشته است شرط را می پذیرد.
پدر روحانی می گوید : از سر تا كمرم چیزی ندارم!
مامور از این جواب عجیب شك می كند و می پرسد: از كمر تا زمین چطور؟
پدر روحانی می گوید : یك وسیله جذاب كوچك دارم كه زن ها دوست دارند از آن استفاده
كنند
، ولی باید اقرار كنم كه تا حالا بی استفاده مانده است .
مامور با خنده می گوید: خدا پشت و پناهت پدر. برو !
اولین المپیاد ورزشی دارالعباده یزد در رشته ی اسکیت سرعت (ریس)
سره ومامانش واقعا جالب
برید ادامه مطلب
اگر فرض کنیم که یک دختر به سربازی بره….
برید ادامه مطلب
اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .

صبح فردا از راهبان صومعه پرسید...
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: ” اون گربه کره خر خونس؟”
زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!
وای امسال کنکور دارم از تمام دوستان عزیز میخوام برام دعا کنن
از تمام دوستام میخوام منا راهنمایی کنن تا بتونم اگه خدا بخواد برم دانشگاه اون موقه حال میده فقط لفچ بازی
هر وقت بتونم اپ جدید میزارم نظر نظر نظر یادتون نره بای تا های بعد